روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

265

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

سپس آن را بلند كرده و از جلو به بالاى سر و پشت خويش مىرساند . هرگاه مردى كه در برج يا ( هودج ) نشسته است بخواهد پياده شود به او فرمان مىدهد كه زانو بزند . اين كار را با خم كردن زانوى پاهاى عقب و جلو انجام ميدهد تا آنكه شكمش به زمين بخورد . آنها كه در برج هستند اينك مىتوانند با سريدن بر روى قسمت عقب پشت آن جانور و گرفتن طنابهايى كه به اطراف برج بسته است پياده شوند . در آن روز فيلها را واداشتند كه خيلى حركات و بازيها بكنند . يك بار آنها را واداشتند كه با اسبها مسابقه دهند و آنگاه بدنبال گروه انبوهى كه در آن پيرامون گرد آمده بودند كردند . چون همهء اين فيلها با هم و در يك خط بدوند ، گويى زمين زير پاى آنها ميلرزد . براستى كه هيچ جانورى يا سوارى و يا جنگاورى نيست كه در برابر او تاب ايستادگى داشته باشد . با آنچه من ديدم ميانديشم كه در روز جنگ هر فيل برابر يكهزار مرد پياده است و براستى كه همچنين است چون هرگاه كه در ميان گروهى مردان جنگى در تنگنا بيافتد از هر سو كه باشد ، مردم را زير پا ميگيرد ، هرگاه كه زخمى شود بهتر پيكار مىكند و ديگر هيچ خطرى به چشم او نميآيد . اما عاج فيل بلند است و چنان است كه طبيعتا تنها ميتواند بسوى بالا ضربه بزند . رسم چنين است كه گاهى آن را ببرند و كوتاه كنند و از بن آنها تيغه شمشيرى آنچنانكه گفته شد ، كار بگذارند تا به اين شيوه بتواند به پايين ضربه وارد سازد . فيل ميتواند يكروز تمام يا حتى دو روز بىخوراك بسر برد و ميگويند كه بهنگام پيكار حتى سه روز بىخوراك ميجنگد . در روز جشن مزبور ، تيمور و زنانش پس از آنكه مدتى بباده گسارى سرگرم بودند ، دستور آوردن خوراك داده شد . اسبان و گوسفندان درسته كباب شده بودند اما موهاى روى پوست اسبان و پوست گوسفندان را به كلى كنده بودند . گوشتها چون آماده ميشد در سينىهاى چرمى گرد بزرگى ميگذاشتند ( كه وصف آن گذشت و مانند چرمهاى قرطبى